با توجه به اقلیم گرم و چالشهای محیطی کلانشهر اهواز، ارتقای تابآوری کالبدی نه تنها بستری برای کاهش آسیبپذیری زیرساختی فراهم میکند، بلکه با بهینهسازی آسایش محیطی، زیرساختی حیاتی برای افزایش نشاط روانی و بهرهوری نیروی کار در مراکز شهری محسوب میشود. شناسایی و اولویتبندی این مؤلفهها میتواند نقشه راهی برای مدیران شهری جهت تبدیل محیطهای کار به فضاهایی پایدار، بانشاط و کارآمد تدوین نماید. در همین راستا، در این پژوهش به شناسایی و اولویتبندی مؤلفههای تابآوری کالبدی محیط شهری مؤثر بر ارتقای نشاط و بهرهوری کارکنان در کلانشهر اهواز پرداخته شده است. بدین منظور، ابتدا با مطالعه دقیق ادبیات موضوع و بررسی پیشینههای پژوهشی مرتبط، شاخصها و زیرشاخصهای کلیدی تابآوری کالبدی محیط شهری شناسایی شدند. سپس با استفاده از مدل ترکیبی DANP (تکنیک دیمتل و فرآیند تحلیل شبکهای)، اهمیت نسبی، وزن و روابط علّی و معلولی هر یک از این مؤلفهها از دیدگاه خبرگان حوزههای برنامهریزی شهری، معماری و روانشناسی محیطی/مدیریت منابع انسانی تعیین و ارزیابی گردید. نتایج حاصل از تکنیک دنپ نشان میدهد که ارتقای نشاط و بهرهوری کارکنان در کلانشهر اهواز نیازمند گذار به رویکرد «شهرسازی تدافعی-اقلیمی» و تمرکز بر نیازهای بقا-محور است. در این سیستم، «ایمنی» و «آسایش اقلیمی» اهداف نهایی (معلولی) محسوب میشوند که تحقق آنها مستلزم مداخله در محرکهای ریشهای نظیر زیرساختهای دسترسی و طراحی کالبدی است. با توجه به شرایط خشن اقلیمی، نیازهای فیزیولوژیک بر جنبههای زیباییشناختی غلبه دارند و مدیریت شهری باید منابع خود را از اقدامات نمایشی به سمت پروژههای محافظتی و زودبازده نظیر ایجاد کریدورهای پیادهروی سایهدار و تسهیل شبکههای امدادی هدایت کند؛ چرا که تا پیشنیازهای حیاتیِ «آسایش حرارتی فوری» و «ایمنی پایه» به عنوان سپر دفاعی در برابر تنشهای محیطی تأمین نشوند، هیچ مداخله ثانویهای به بهبود ملموس راندمان و شادابی نیروی کار منجر نخواهد شد