دستیابی به پایداری در سیستمهای حملونقل چندوجهی، منوط به انطباق دقیق پیکرهبندی هندسی شبکه معابر با لایه عملکردی توزیع ناوگان است. کلانشهر مشهد به دلیل ریختشناسی ناهمگون خود، با چالش ساختاری «عدم تطابق فضایی» مواجه است. هدف پژوهش حاضر، ارزیابی کمّی میزان انطباقپذیری توپولوژیک شبکه معابر با زیرساختهای جابهجایی همگانی در سه مقیاس کلان، میانی و خرد است.این پژوهش کاربردی با ماهیت توصیفی-تحلیلی، از مدلسازی تئوری چیدمان فضا (نرمافزار DepthmapX) برای استخراج متغیرهای کالبدی نظیر شاخص پیشرفتهی همپیوستگی نرمالشده (NAIN) و از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) برای رویهمگذاری لایههای عملکردی بهره برده است. جامعه آماری شامل کل شبکه معابر مشهد و حریم ۸۰۰ متریِ ۵ ایستگاه استراتژیک تبادلی قطار شهری است.در مقیاس کلان، کریدورهای ریلی با محورهای دارای ارزش «انتخاب سراسری» بالا انطباق دارند. در مقیاس میانی، کاربرد شاخص نرمالشده پرده از یک پارادوکس مورفولوژیک برداشت؛ بافت برنامهریزیشدهی غرب مشهد دچار انزوای درونی بلوکها (ارزش ساختاری ۸۴۳۰) و خودرومحوری است، درحالیکه بافت ارگانیک شرق با درهمتنیدگی مویرگی (ارزش ۹۵۹۸) پتانسیل بالایی برای توسعه مدهای خرد دارد اما اکنون به «بیابان ترانزیتی» بدل شده است. در مقیاس خرد، به جز ایستگاه پارک ملت که از همافزایی ساختاری (همپیوستگی ۱۳۴.۸۱) بهره میبرد، ایستگاههایی نظیر شریعتی و طبرسی به دلیل سدهای کالبدی دچار «اصطکاک فضایی» شدید هستند.توسعه خطی و کریدورمحورِ زیرساختهای انبوهبر، بدون اصلاح نفوذپذیری بافتهای محلی، کارایی سیستم جابهجایی را مخدوش میسازد. ارتقای تابآوری سیستم نیازمند گذار از رویکرد منفعلانه (TAD) به توسعه مبتنی بر ترانزیت (TOD) و بازآفرینی هندسیِ محدوده پیمایش مسافت اول و آخر سفر است. بازآفرینی هندسیِ محدوده پیمایش مسافت اول و آخر سفر است.