تحلیل توزیع فضایی کاربری‌های خدمات عمومی شهری در نواحی شهر بوشهر

نوع مقاله : علمی- پژوهشی

نویسنده

دانشگاه خلیج فارس

چکیده

اهداف: یکی از اصول توسعۀ پایدار شهری، دستیابی عادلانۀ عموم شهروندان به خدمات شهری موردنیاز است و اصولاً این مهم زمانی محقّق می‌شود که اراضی و منابع مختلف شهری، به‌طور برابر میان واحدهای فضایی و اجتماعی شهر تخصیص یابد؛ موضوعی که تاکنون در اغلب شهرهای ما عینیت بیرونی نداشته و ازاین‌رو توزیع نامتناسب خدمات و تسهیلات عمومی در سطح محلاّت و نواحی شهرها یکی از نمادهای بارز ناپایداری شهری قلمداد می‌شود. هدف کلّی این پژوهش، بررسی و تحلیل وضع موجود توزیع فضایی کاربری‌های اساسی خدمات شهری نواحی
شش‌گانۀ شهر بوشهر براساس جمعیت، مساحت و سرانۀ کاربری‌های مذکور با استفاده از مدل‌ها و روش‌های مناسب می‌باشد.
روش: تحقیق حاضر از نوع توصیفی ـ تحلیلی است که از خدمات عمومی 6 ناحیۀ شهر بوشهر صورت پذیرفته است. داده‌ها و اطلاعات موردنیاز از منابع کتابخانه‌ای به‌ویژه از طرح جامع و تفصیلی شهر بوشهر جمع‌آوری شده است. جهت بررسی، تحلیل و مقایسۀ توزیع کاربری‌های خدماتی موردنظر، سه مدل امتیاز استانداردشده، ضریب مکانی و ویکور به تفکیک و سپس به‌صورت ترکیبی برای رتبه‌بندی آنها در سطح نواحی به‌کار گرفته شده است.
یافته‌ها/نتایج: نتایج نهایی پژوهش نشان می‌دهد که براساس تمامی روش‌ها، خدمات عمومی به‌طور عادلانه در بین نواحی شهر بوشهر توزیع نشده است و در بین 6 ناحیه، ناحیۀ 2 با کمترین جمعیت ساکن نسبت به سایر نواحی، از بیشترین خدمات شهری برخوردار می‌باشد. ازجمله مهم‌ترین دلایل تمرکز خدمات در ناحیۀ 2 را می‏توان منطبق‌بودن بخشی از این ناحیه با بخش مرکزی تجاری شهر دانست.
نتیجه‌گیری: از نتایج ناموزونی در توزیع خدمات در 6 ناحیۀ بوشهر، انجام سفرهای درون‌شهری گاهی شدید به‌سوی نواحی برخوردار می‌باشد. ازاین‌رو لازم است در مدیریت و برنامه‌ریزی شهری به مقولۀ عدالت فضایی در توزیع خدمات اساسی شهری، به مؤلّفۀ مهم جمعیت و نیازهای آن توجّه ویژه به‌عمل آید.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Analysis of the Spatial Distribution of Urban Public Services in the Areas of Boushehr

نویسنده [English]

  • Jahangir Heidari
Persian Gulf University
چکیده [English]

Extended Abstract
1. Introduction
In many cities of Iran, the injustice in the distribution of per capita municipal services is obvious. In the meantime, the city of Boushehr has been rapidly growing in terms of population and space, but the municipal services have not developed correspondingly in terms of development and distribution. This creates social inequalities among different areas of the city, and therefore, it has led to discontent in areas with fewer facilities, promotion of urban journeys and spatial displacement. Therefore, the identification of the population access to urban utilities and their distribution is among the most pressing issues examined in this study.
2. Theoretical Framework
Allocation and distribution of resources that people need have always been facing with an imbalance. Such imbalances have been partially observed in the urban areas. In the meantime, one of the most important resources that is not well distributed in the local dimensions in our country has been the public services in urban areas according to population distribution. Thus, one of the most important factors in reducing inequalities in urban areas is the proper distribution of utilities in different parts of the city which in turn reduces the relative problems and social and physical crises. On the other hand, there would be no need to move to other parts of the city, and thus, it has positive impact on various economic, social, and environmental aspects of the city and promotes the quality of the urban life.
3. Method
This analytical-descriptive study was done in Boushehr. The population was 6 districts of the city of Boushehr. In this study, the raw data were collected from library resources especially the comprehensive and detailed plan of Boushehr. The data included educational, cultural, social, health, tourism and catering, sports and recreation, parks and green spaces, urban equipment, commercial and municipal applications. Then, to study, analyze and compare the distribution of the use of service parameters, three models including standardized rating, location quotient (L, Q) and VIKOR (VIKOR) were separately and jointly used to rank them in the different areas. Excel software was used to prepare the tables. It is worth noting that Shannon entropy model was used in order for the weighting of indicators in VIKOR model..
4. Research Findings
To study the distribution of the service applications, three models including standardized rating, location quotient (L, Q) and VIKOR (VIKOR) were used. The standardized rating is a method for determining regional disparities and district ranking across regions, and shows the differences between regions. Location Quotient is used to identify the base in different areas and has special emphasis on the separation of basic and non-basic activities. VIKOR analytical model is based on collective performance and shows the closest option to the optimum and ideal point.
Therefore, based on the findings of the standardized rating model, districts 2, 6, 4, 3 and 1, have been ranked as the first to the sixth respectively in terms of distribution of services. Based on the spatial coefficient, districts 2 and 5 have the first and the last place respectively. According to VIKOR, districts 2 and 4 have the most and the fewest utilities respectively. By combining the three models, district 2 has the highest level of services, and district 6 has the second rank in this regard. District 1 is in the third, and districts 3 and 4 are jointly the fourth, and district 5 has the last place.
5. Conclusion
The investigation of the extent of inequality and the rating of the six districts of Boushehr in terms of all three per capita criteria, services tailored to the population and areas of services, and the average results of all three models showed that public services have not been distributed fairly among the districts of Boushehr. That is, district 2 and district 6 have the highest civil services. The main reason for the concentration of services in district 2 is the district's compliance with the city's commercial center. District 6 is separated from other 5 districts, and that is why it is considered as a semi-autonomous region in the Extensive Plan. However, one result of this uneven distribution of services is traveling towards the mentioned area within the city which is sometimes severe. Therefore, in urban planning and management, it is necessary to address spatial equity in the distribution of basic services in urban districts as an important component of the population and its needs.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Utilities
  • spatial distribution
  • Spatial index
  • Standardized model
  • VIKOR, Boushehr
بحرینی، س. ح. (1387). تجدد، فراتجدد و پس از آن در شهرسازی. تهران: انتشارات دانشگاه تهران
پوراحمد، ا؛ زیاری، ز؛ و محمّدی، ر. (1389). الگوی توزیع فضایی کاربری‌های شهری در شهرهای نفت‌خیز(مطالعۀ موردی: شهر دوگنبدان). تحقیقات جغرافیایی، 25(1)، 12ـ50
پوراحمد، ا؛ خلیجی، م. (1393). قابلیت‌سنجی تحلیل خدمات شهری با استفاده از تکنیک VIKOR(مطالعۀ موردی: شهر بناب). برنامه‌ریزی فضایی، 4(4)، 1ـ16
تقوایی، م؛ کیومرثی، ح. (1390). سطح‌بندی محلاّت شهری براساس میزان بهره‌مندی از امکانات و خدمات شهری(محلاّت شهر آباده). پژوهش و برنامهریزی شهری، 2(5)، 23ـ42
حاتمی‌نژاد، ح؛ فرهودی، ر؛ و محمّدپور جابری، م. (1387). تحلیل نابرابری اجتماعی در برخورداری از کاربری‌های خدمات شهری(مورد مطالعه: شهر اسفراین). پژوهشهای جغرافیای انسانی، 41(4)، 71ـ85
حاتمی‌نژاد، ح؛ راستی، ع. (1388). عدالت اجتماعی و عدالت فضایی (منطقه‌ای): بررسی و مقایسۀ نظریات جان رالز و دیوید هاروی. اطلاعات سیاسی ـ اقتصادی، 24(269-270)، 82ـ95
حکمت‌نیا، ح؛ موسوی، م. (1385). کاربرد مدل در جغرافیا با تأکید بر برنامهریزی شهری و ناحیه‌ای. انتشارات علم نوین
داداش‌پور، ه.؛ رستمی، ف. (1390). بررسی و تحلیل نحوۀ توزیع خدمات عمومی شهری از دیدگاه عدالت فضایی(مطالعۀ موردی: شهر یاسوج). فصلنامۀ جغرافیا و توسعۀ ناحیه‌ای، 9(1)، صص 171ـ198
رستمی، م؛ شاعلی، ج. (1388). تحلیل توزیع فضایی خدمات شهری در شهر کرمانشاه. فصلنامۀ چشمانداز جغرافیایی، 4(9)، 27ـ51
زنگی‌آبادی، ع؛ کشکولی، ع؛ و تبریزی، ن. (1394). تحلیلی بر توزیع فضایی جمعیت و خدمات شهری با تأکید بر عدالت اجتماعی و نابرابری‌های شهری(فیروزآباد فارس). جغرافیا و برنامهریزی محیطی، 26(2)، 191ـ214
شکوئی، ح. (1378). اندیشه‌های نو در فلسفۀ جغرافیا. انتشارات گیتاشناسی
فیض‌پور، م؛ آسایش، ف. (1393). توسعه‌یافتگی در ایران و مقایسۀ آن با کشورهای منطقه: سند چشم‌انداز. فصلنامۀ مجلس و راهبرد، 21(78)، 58ـ119
مثنوی، م. (1382). توسعۀ پایدار و پارادایم‌های جدید توسعۀ شهری؛ شهر فشرده و شهر گسترده. محیطشناسی، 29(31)، 89ـ104
مرکز آمار ایران. (1335 تا 1390). سرشماری عمومی نفوس و مسکن شهر بوشهر
موحّد، ع؛ تولایی، س؛ کمانرودی، م؛ و تابعی، ن. (1393). تحلیل نابرابری‌های فضایی توزیع خدمات در سطح محلاّت منطقۀ شش تهران. آمایش سرزمین، 6(1)، 52ـ89
موسی‌کاظمی، م.؛ شکویی، ح. (1381). سنجش پایداری اجتماعی توسعۀ شهر قم. پژوهش‌های جغرافیایی، 34(43)، 27ـ41
مهندسین مشاور شهر و ‌برنامه. (1389). طرح تفصیلی بوشهر. ادارۀ کل راه‌ و شهرسازی استان بوشهر
وارثی، ح. (1386). بررسی اثرات توزیع خدمات شهری در عدم تعادل فضایی جمعیت(مطالعۀ موردی: مناطق شهر اصفهان). جغرافیا و توسعه، 3(3)، 285ـ308
وارثی، ح؛ بیک‌محمّدی، ح؛ و اکبری، م. (1390). تحلیل فضایی و برنامه‌ریزی نارسایی‌های مراکز خدمات شهری یاسوج. فصلنامۀ تحقیقات جغرافیایی، 25(100)، 71ـ88
Chu, M., Shyu, J., Tzeng, G., & Khosla, R. (2007). Comparison among three analytical methods for knowledge communities' group decision analysis. Export Systems with Applications, 33, 1011–1024
Harvey, D. (1996). Justice, nature and geography of difference. Oxford: Blackwell Publishers
Jahan, S., & Oda, T. (2000). Distribution of public facilities in Dhaka, Bangladesh: A spatial analysis. Bulletin of the Faculty of Human Development, 7(2), 865-874
Opricovic, S., & Tzeng, G. (2004) Compromise solution by MCDM methods: A comparative analysis of VIKOR and TOPSIS. European Journal of Operational Research, 156(2), 445-455
Opricovic, S., & Tzeng, G. (2007). Extended VIKOR method in comparison with outranking methods. European Journal of Operational Research, 178(2), 514-529
Roseland, M. (2005). Toward sustainable communities. Gabriola Island: New Society Publishers